رف در بلوچستان ... سروده جدید نسرین بهجتی

برف در بلوچستان

 

 

 

پیراهن سپید به بلوچستان نمی آید

درختان نخل سردشان می شود

و ماهی های دریای مکران

باورشان نمی شود
 
که خدا از آسمان

بر سرشان نقل می پاشد !

پروردگارا


مردم بلوچ قانع هستند

کمی باران ما را بس .
 
  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۸
تگ ها :

لباس زن بلوچ

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۸
تگ ها :

صنایع دستی بلوچستان

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۳/٤/۱۸
تگ ها :

{خدایا بلوچستان را تاب نده} بانو نسترین بهجتی

خدایا بلوچستان را تاب نده

خانه ام سرش گیج می رود

دبستان کاهگلی من

سرش گیج می رود

مادرم کنار تنور خالی از نان

سرش گیج می رود

عروسک پنبه ای من سرش گیج می رود

خدایا بلوچستان را تاب نده

من از این بازی می ترسم
می ترسم


 می ترسم

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٢/٧
تگ ها :

آسمان بلوچستان شعری جدید از بانو نسترین بهجتی

آسمان بلوچستان

روسری آبی ات را عوض کن

خاکستری بر سرت کن

بغض کن ... ببار

و بیاشوب خواب این لوت و برهوت را

باغچه بی بی شاهپری مادرم تشنه است !

 

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٢/٢/٧
تگ ها :

وا بلوچ چه تی دسنه هنرا !!! (ای ول بلوچ از هنر دستت)

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/۱٢/٥
تگ ها :

قلعه سب

 
 
قلعه سب /قلعه سیب / کلا سب، زیباترین قلعهٔ دورهٔ اسلامی
کلا kala(قلعه)ی سب اثر بی بدیل و شگفت تاریخی و گردش گری استان و کشور است که حائز اهمیت می‌باشد. قلعهٔ سب... مرکز حکمرانی نواحی دور و نزدیک شهرستان های سراوان ،سوران،مهرستان، از قبیل مناطق کنت، هیدوچ ، پسکوه، گشت و... بوده‌است و در ادوار مختلف از لحاظ سیاسی اهمیت داشته‌است. به طوری که طبق اسناد موجود، اولین منطقه در شرق بلوچستان که نیروهای ناصرالدین شاه در سال ۱۲۵۷ جهت کنترل منطقه به آنجا گسیل شدند، قلعهٔ سب بود
قلعهٔ سب زیباترین و بلندترین بنای خاکی کشور می‌باشد. گویا شروع بنای قلعه در دورهٔ صفویه به وسیلهٔ طایفهٔ بزرگزاده‌ها بوده‌است
بنای اصلی قلعه بر روی صخره‌ای کم ارتفاع انجام شده که نیاز به پی کنی را برطرف کرده پایه‌های آن را در زمین محکم نگه می‌دارد. اضلاع بنا در قاعده ۳۱ غربی و۲۹ جنوبی می‌باشد که زیربنای آن حدود۹۰۰ متر به دست می‌آید. البته هر چه ارتفاع آن افزایش می‌یابد، اضلاع آن کوچک تر می‌شوند تا نهایتا در قله، ضلع غربی به ۱۹و ضلع شرقی به ۱۸متر می‌رسد
ارتفاع قلعه در حال حاضر از ضلع جنوبی ۲۳ متر می‌باشد که تنها در دو طبقهٔ آن اتاق سازی صورت گرفته‌است. بدین صورت که بیشتر ارتفاع آن از سطح زمین به وسیلهٔ خاک(در اصطلاح بلوچی "بار") پر شده و تنها یک راه رو جهت صعود و چاهی که جهت دست رسی ساکنان قلعه به آب در دل صخره ایجاد شده، خاک ریزی نشده‌است. اطراف این چاه تا ارتفاع ۱۰ متری سنگ چینی شده تا در طبقهٔ اول قلعه مورد استفاده قرار گیرد. حتی می‌گویند تونلی به طرف پایین وجود داشته که به ته چاه می‌رسیده و کف آن لای روبی می‌شده‌است که اکنون محو شده‌است
  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۸:٥٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۱٢/٤
تگ ها :

رقص بلوچی

اقوام در ایران رقص مخصوص به خود را دارند بلوچ ها نیز دارای رقصی هستند که قدمت طولانی دارد و هزاران سال پیش بعد مردان و زنان در کنار هم جمع می شدند و این رقص را انجام می دادند.
رقص بلوچی بر گونه‌های مختلفی تقسیم می‌شود که هر کدام در مناسبت ویژه‌ای به اجرا گذاشته می‌شوند؛ در یک تقسیم بندی می‌توان رقص بلوچی را به دو نوع مردانه و زنانه تقسیم بندی کرد (اگرچه این رقص‌ها در گذشته به صورت گروهی مرد و زن نیز اجرا می‌شده‌اند).
از انواع رقص زنانه بلوچی می‌توان به رقص چاپی اشاره کرد که صورت ویژه آن کوبیدن متناوب پا بر زمین به دنبال ضرب‌های مشخص ساز دایره می‌باشد.
در میان رقص‌های مردانه بلوچ نیز می‌توان به رقص شمشیر و یا صورت ساده تر آن یعنی رقص چوب اشاره کرد که به همراه دهل و ساز (به زبان بلوچی دول و ساز) اجرا می‌شوند.
رقص بلوچی آمیزه‌ای است از حرکات ریتمیک دستان رنانی که پر از النگوهای نقره‌ای است. همانند آنچه که در دوره پهلوی در ایران و توسط گروهای فلکلور رایج بوده است.

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٤:۳٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/۱۱/٢٠
تگ ها :

نسرین بهجتی

به وصله های پیراهن بلوچی دوزی من
نگاه مکن
من با همین وصله ها
سوزن سوزن
برایت قالیچه حضرت سلیمان شدم
ترا بردم به جایی
که دیگر مرا نشناختی !!
 
 
 
 
 
  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٩
تگ ها :

نسرین بهجتی

من از سلاله بلوچم
با  بادهای 120 روزه سیستان رفاقتها دارم
با عطش می دوم .. با عطش می پرم
با عطش می تازم.. با عطش زندگی می کنم
با عطش عاشقی می کنم
... غیر ممکن برای من نا ممکن است
پس لطفا مرا از توفان شن نترسان !
 
 
  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۳:٥٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩۱/۱۱/۱٧
تگ ها :

سفال کلپورگان شاهکار اندیشه ، ذوق ، فرهنگ و هنر زنان بلوچ

کلپورگان روستایی در 25 کیلومتری شهرستان سراوان و 390 کیلومتری زاهدان در جنوب شرق بلوچستان که سفال آن نیز به همین نام شناخته میشود آنچه امروز کلپورگان را از سایر نقاط متمایز کرده است سفال آن است سفالی با 7 هزار سال  قدمت !

 

روستای کلپورگان با سفالینه‌های تاریخی ومنحصر به فرد با شهرت جهانی شاهکار اندیشه ، ذوق ، فرهنگ و هنر زنان بلوچستان در سرزمین ایران است زنان بومی منطقه یگانه خالقان سفال کلپورگان هستند که نسل به نسل و سینه به سینه از مادران به دختران بلوچ منتقل شده و گذشت زمان و حوادث تاریخ نه تنها از اصالت آن کم نکرده بلکه بیش از پیش بر ارزش‌های هنری آن افزوده است.

 

 آنچه سفالگری کلپورگان را از سایر نقاط متمایز نموده ویژگی‌های منحصر بفرد آن می‌باشد در ساخت سفال تمام امور ظریف سفال توسط زنان انجام می‌گیرد و مردان فقط کارهایی مثل آماده کردن گل ،پختن سفال، آوردن خاک سفال که از فاصله 2 تا 3 کیلومتری کارگاه یعنی معدن خاک رس مشکوتان تامین می‌شود ، رو انجام میدن.آنچه که توجه جهانیان را در سفال کلپورگان برانگیخته است استفاده نکردن از چرخ سفالگری در تهیه سفال و تمام سفالینه‌ها با روشهای سنتی ابتدایی و بدیع و به کمک دست انجام می‌شود.

 

طرحها و نقشهای آن کاملا هندسی است و تداعی نقشهای باستانی است تــزیینــات روی سفالینه ها، با نمادهای تجریدی است که از نسلی به نسل دیگر به یادگار مانده است و حکایت از راز و رمــز و خواهش های روحی و درونی هنرمند از محیط اطراف و اعتقادات و باورها دارد. اغلب نمادها شبیه به نقوش سفالهای ماقبل تاریخ و آغاز دوره تاریخی است. در سفالینه‌ها لعاب به کار نمی‌رود برای تزیین و نقاشی از سنگ «تیتوک» استفاده می‌کنند. این سنگ در منطقه تپه آچار در کهوران بخش زابلی یافت می‌شود و رنگ آن معمولا قهوه ای یا سیاه است. این سنگ نوعی سنگ منگنز است و رنگی که از آن به دست می‌آید قهوه ای است. نکته جالب درباره سفال‌های کلپورگان دسته آن‌ها است که این دسته‌ها بر خلاف سفال‌های امروزی دیرتر از بخش های دیگر سفال می‌شکنند.

 

سفال کلپورگان اغلب به شکل کاسه، کوزه، جام، قدح، پارچ و لیوان قلک و ... ساخته می‌شود که اغلب ظرف‌های ساخته شده آن دارای سرپوش است که گاه خود به عنوان ظرفی مستقل مورد استفاده قرار می‌گیرد.

کلپورگان آنچنان که باید تبلیغ نشده اما آنقدر هویت و کیفیت منحصربفردش مشهود بوده که اکنون در بازارهای مهم جهانی شهره است و مخاطب دارداکنون کوره‌های سفال‌پزی کلپورگان نام دومین کارگاه سفال دنیا و تنها موزه زنده سفال را با خود یدک می‌کشند.

 

برگرفته از: balochan.persianblog.ir

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٧/٢۱
تگ ها :

من گرگ کوهستانم

من گرگ کوهستانم


(.
من گرگ کوهستانم .... عاشق بلوچســـتانم)
(
مَثَـل هامـــون جـــاز.... بلبل عشق ماشکیدم)
(
رهروپیچان بمپور .... لسان زاهدانم)
(
شرم سال تربت .... کوه آتشفشان تفتانم)
(
زدل جان کن سوران.... آب زمزم سراوانم)
(
چوزعیم کرمان .... آبی دریای مکّرانم)
(
وطن دلبند بشاگرد.... مردبلوغ دشتیاریم)
(
سرزمین آرزوهای تیس .... چهاربهار راسکم)
(
گلستان سازقصرقند.... لنج وکشتی کنارکم)
(
آهنگ سنّت گواتر.... دونلی اسفندارسربازم)
(
اقلیم صاف بارانی لاشار.... شئ مرید وهانی خاشم)
(
همسفرمبارزپیشین.... دادشاه ایرانشهرم)
(
چشم زمین کهیر.... باس تاریخ کهنوجم)
(
نیزارهامون مک.... رود باتلاق دلگانم)
(
لال دریای زرآباد.... سواحل اقیانوس چابهارم)
(
سواربی صدا فنوج.... مردم کوه نیک شهرم )
(
مجلس ساز میرجاوه.... بندرنشین مهر جاسکم)
(
مرغ مدعی بیرگ.... نقابدار مینابم )
(
عبرت زلزله بم .... دونامی شهر نگورم)
(
رود پیچان باهو .... مرزدارجالقم )
(
خلیج مواج پسابندر.... درهّ ی تخت ایرافشانم)
(
نویسنده شعرآسکان.... کوه دشت بزمانم)
(
افسانه های آهوران.... کویر لوت نصرت آبادم)
(
مقبره ی نالک سرحد.... لبز انور گزانی ام)

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٥:٤٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٦/۱۳
تگ ها :

(مادر) بلوچی و فارسی

الله الله کنه الله تهی محبته

خدا خدا میکنم خدا محبت توست

ماته پادانی چیرا منی جنته

زیر پاهای مادرم بهشت من است

په توقولیگ هم بی په تو نازینک جنت

برای تو قربان میشودبرایت آواز میخخواند

چین چو مجبوریا په تو برداشت کنت

چه قدرزحمت برای تو تحمل میکند

سک بزگیا وارهیه په تو برداشت کنت

چه سختی و بدبختی را برای تو تحمل میکند

مات شپانی پاسا په تو بی وابو بیت

مادر تمام شب بخاطر تو بیخواب میشود



الله الله کنه الله تهی محبته

خدا خدا میکنم خدا محبت توست

ماته پادانی چیرا منی جنته

زیر پاهای مادرم بهشت من است

ساهگه ء کنتء ترا وت بی روچه سرا

زیر سایه می نشاندم خودزیر افتاب

چین چو شپ اگهی گوازین تگی په ترا

چه شبها سرمیکندبرای تو بدون خواب

مات چیرینی دلاء انگه آهی نکه

مادردلش پر غصه هست اما آهی نمیکشد

مات هچ ء وقت چکا بدین دعایی نکه

مادر هیچ وقت بچه اش را دعای بد نمیکن

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٥:۱٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/٦/۱۳
تگ ها :

پوشاک مردم بلوچستــان

 

 

 

 

 

 

 

بطورکلی پوشاک هر منطقه تحت تأثیر آب و هوای آن منطقه می‏باشد. باید گفت که لباس بلوچ، لباس قدیمی فلات ایران به ویژه اقوام پارتی(اشکانیان) می‌‏باشد که با توجه به شرایط آب و هوایی منطقه، تغییراتی در آن پدید آمده است. به علّت گرمای زیاد و تابش شدید خورشید، لباس مردان اغلب به رنگ روشن می‌‏باشد و برای جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب عمامه‏ای دور سر می‌‏پیچند و شال یا لنگی بر روی شانه می‌‏اندازند. اما پوشاک زنان بلوچ علاوه بر اینکه تحت تأثیر شرایط آب و هوایی منطقه است، متأثر از فرهنگ کشورهای پاکستان و هندوستان قرار دارد. لباس زنان بلوچ به طرز شگفت آوری سوزن دوزی و یا گلدوزی شده ‏است و روسری یا سریگ زنان نیز سوزن‌دوزی و قلاب‌دوزی می‌شوند.‏
الف) پوشاک مردان
پیراهن یا قمیس: پیراهن گشاد و جادار است که از زیر گلو چاک می‌‏خورد و دارای یقه برگردان یا ساده، با یک یا دو جیب در زیر شانه‏‌های طرفین و یک جیب در بالای سینه سمت چپ است. ‏
▪ شلوار: شلوار مردان بلوچ همانند شلوار اشکانیان بسیار گشاد است اما در نزدیک دمپا یا پاچه تنگ می‌شود ‏و با چرخشی سبب چین‌هایی در آن می‌شود.
▪ گَنْجْپِراک: همان زیرپوش است. ‏
▪ پاگ: پارچه‌ای است به طول دو متر که غالباً پیرمردان آن را دور سر خود می‌‏پیچند. ‏
▪ دستمال: معمولاً سفیدرنگ و از پاگ کوچکتر است و اغلب پیرمردان آن را دور سر خود می‌‏پیچند. ‏
▪ لانکی یا چادر: همان پارچه پاگ است ولی جوانان به جای پاگ آن را روی شانه خود می‌‏اندازند و در هنگام نماز خواندن، سر خود را با آن می‌پوشانند و در هنگام نشستن و گپ زدن، آن را دور کمر و پاهایشان می‏بندند که در اصطلاح محلی به آن کمَرزانی و به شوخی صندلی بلوچی می‌‏گویند. ‏
▪ کلاه: بر دو نوع است یا ساده است که از پارچه درست شده است و در هنگام نماز بر سر می‌‏گذارند و یا کلاکلی است که از پوست بّره درست شده است. ‏
▪ کوش: در گذشته از برگ درخت داز نوعی کفش بنام سِواس درست می‌‏کردند ولی در حال حاضر تعداد اندکی خصوصاً عشایر از سواس استفاده می‏کنند و اکثراً از کفشهای ایرانی و خارجی که از طریق دریای عمان به بنادر ایرانی وارد می‌شود، می‌‏پوشند. ‏
ب) پوشاک زنان‏
▪ پیراهن یا پشک: از انواع پارچه‌های رنگارنگ که سرآستین و جیب (پندول) و گریبان آن سوزن‌دوزی شده است. ‏
▪ شلوار: شلوار گشاد است که در نزدیک دمپا یا پاچه تنگ می‏شود، دمپای آن نیز سوزن دوزی شده است. ‏
▪ سریگ: چادر بلند و نازکی است که کناره‏های آن را قلاب‌دوزی می‏کنند و معمولاً به رنگهای مختلف یافت می‏شود.
▪ ‏کوش: در حال حاضر زنان بلوچ از انواع کفشهای ایرانی و خارجی می‏پوشند ولی به طور محدود زنان عشایر از نوعی سواس مخصوص نیز استفاده می‏کنند. ‏ ‏
▪ زیورآلات زنان: ‏
ـ انواع گوشواره‌‏ها: دُرّ ـ والی ـ نالوک ـ چُلُمب ـ جُمکه ـ بادی و….‏
ـ کید: از طلا ساخته می‏شود که در موی سر فرو می‌‏کنند و به طرف دو گوش پایین می‌‏آید و دُرّ را نگه می‌‏دارد. ‏
ـ چَلاّ: همان انگشتری است که در اصطلاح محلی مُندریک نامیده می‌‏شود. ‏
ـ کَپَکوَ: نیم‌کره‌هایی از طلا است که بر قطعه‌ای از پارچه می‌‏دوزند و به گردن می‌‏بندند و با دانه‌های فیروزه و یاقوت آن را تزئین می‌‏کنند. ‏
ـ پادیگ: مچ بند نقره‏ای یا طلایی است که به مچ پا می‌‏بندند و در هنگام راه رفتن صدا می‌‏دهد معمولاً نوکرها از آن استفاده می‌‏کنند و در موقع رقص صدایی هماهنگ با صدای دهل ایجاد می‌‏کنند. ‏
ـ پولّوک: از طلا درست می‌شود که آن را در سوراخ بینی نصب می‌‏کنند. ‏
ـ پلوه: به شکل بیضی از طلا و فیروزه ساخته می‌‏شود و زنان آن را در سوراخ غضروف بینی قرار می‌‏دهند. ‏
ـ سنجاق (تاسِنی): از طلا ساخته می‌‏شود به صورت نیمه‌دایره‌ای است که روی آن یاقوت یا فیروزه کار گذاشته‌اند و در لباس زنان بلوچ بجای دکمه به کار می‌‏رود. ‏
ـ سایر زیورآلات: عبارتند از: لَرزوک ـ تک ـ نالوک ـ مهرگ ـ فیروزک ـ مودی و….بطورکلی پوشاک هر منطقه تحت تأثیر آب و هوای آن منطقه می‏باشد. باید گفت که لباس بلوچ، لباس قدیمی فلات ایران به ویژه اقوام پارتی(اشکانیان) می‌‏باشد که با توجه به شرایط آب و هوایی منطقه، تغییراتی در آن پدید آمده است. به علّت گرمای زیاد و تابش شدید خورشید، لباس مردان اغلب به رنگ روشن می‌‏باشد و برای جلوگیری از تابش مستقیم آفتاب عمامه‏ای دور سر می‌‏پیچند و شال یا لنگی بر روی شانه می‌‏اندازند. اما پوشاک زنان بلوچ علاوه بر اینکه تحت تأثیر شرایط آب و هوایی منطقه است، متأثر از فرهنگ کشورهای پاکستان و هندوستان قرار دارد. لباس زنان بلوچ به طرز شگفت آوری سوزن دوزی و یا گلدوزی شده ‏است و روسری یا سریگ زنان نیز سوزن‌دوزی و قلاب‌دوزی می‌شوند.‏
الف) پوشاک مردان
پیراهن یا قمیس: پیراهن گشاد و جادار است که از زیر گلو چاک می‌‏خورد و دارای یقه برگردان یا ساده، با یک یا دو جیب در زیر شانه‏‌های طرفین و یک جیب در بالای سینه سمت چپ است. ‏
▪ شلوار: شلوار مردان بلوچ همانند شلوار اشکانیان بسیار گشاد است اما در نزدیک دمپا یا پاچه تنگ می‌شود ‏و با چرخشی سبب چین‌هایی در آن می‌شود.
▪ گَنْجْپِراک: همان زیرپوش است. ‏
▪ پاگ: پارچه‌ای است به طول دو متر که غالباً پیرمردان آن را دور سر خود می‌‏پیچند. ‏
▪ دستمال: معمولاً سفیدرنگ و از پاگ کوچکتر است و اغلب پیرمردان آن را دور سر خود می‌‏پیچند. ‏
▪ لانکی یا چادر: همان پارچه پاگ است ولی جوانان به جای پاگ آن را روی شانه خود می‌‏اندازند و در هنگام نماز خواندن، سر خود را با آن می‌پوشانند و در هنگام نشستن و گپ زدن، آن را دور کمر و پاهایشان می‏بندند که در اصطلاح محلی به آن کمَرزانی و به شوخی صندلی بلوچی می‌‏گویند. ‏
▪ کلاه: بر دو نوع است یا ساده است که از پارچه درست شده است و در هنگام نماز بر سر می‌‏گذارند و یا کلاکلی است که از پوست بّره درست شده است. ‏
▪ کوش: در گذشته از برگ درخت داز نوعی کفش بنام سِواس درست می‌‏کردند ولی در حال حاضر تعداد اندکی خصوصاً عشایر از سواس استفاده می‏کنند و اکثراً از کفشهای ایرانی و خارجی که از طریق دریای عمان به بنادر ایرانی وارد می‌شود، می‌‏پوشند. ‏
ب) پوشاک زنان‏
▪ پیراهن یا پشک: از انواع پارچه‌های رنگارنگ که سرآستین و جیب (پندول) و گریبان آن سوزن‌دوزی شده است. ‏
▪ شلوار: شلوار گشاد است که در نزدیک دمپا یا پاچه تنگ می‏شود، دمپای آن نیز سوزن دوزی شده است. ‏
▪ سریگ: چادر بلند و نازکی است که کناره‏های آن را قلاب‌دوزی می‏کنند و معمولاً به رنگهای مختلف یافت می‏شود.
▪ ‏کوش: در حال حاضر زنان بلوچ از انواع کفشهای ایرانی و خارجی می‏پوشند ولی به طور محدود زنان عشایر از نوعی سواس مخصوص نیز استفاده می‏کنند. ‏ ‏
▪ زیورآلات زنان: ‏
ـ انواع گوشواره‌‏ها: دُرّ ـ والی ـ نالوک ـ چُلُمب ـ جُمکه ـ بادی و….‏
ـ کید: از طلا ساخته می‏شود که در موی سر فرو می‌‏کنند و به طرف دو گوش پایین می‌‏آید و دُرّ را نگه می‌‏دارد. ‏
ـ چَلاّ: همان انگشتری است که در اصطلاح محلی مُندریک نامیده می‌‏شود. ‏
ـ کَپَکوَ: نیم‌کره‌هایی از طلا است که بر قطعه‌ای از پارچه می‌‏دوزند و به گردن می‌‏بندند و با دانه‌های فیروزه و یاقوت آن را تزئین می‌‏کنند. ‏
ـ پادیگ: مچ بند نقره‏ای یا طلایی است که به مچ پا می‌‏بندند و در هنگام راه رفتن صدا می‌‏دهد معمولاً نوکرها از آن استفاده می‌‏کنند و در موقع رقص صدایی هماهنگ با صدای دهل ایجاد می‌‏کنند. ‏
ـ پولّوک: از طلا درست می‌شود که آن را در سوراخ بینی نصب می‌‏کنند. ‏
ـ پلوه: به شکل بیضی از طلا و فیروزه ساخته می‌‏شود و زنان آن را در سوراخ غضروف بینی قرار می‌‏دهند. ‏
ـ سنجاق (تاسِنی): از طلا ساخته می‌‏شود به صورت نیمه‌دایره‌ای است که روی آن یاقوت یا فیروزه کار گذاشته‌اند و در لباس زنان بلوچ بجای دکمه به کار می‌‏رود. ‏
ـ سایر زیورآلات: عبارتند از: لَرزوک ـ تک ـ نالوک ـ مهرگ ـ فیروزک ـ مودی و….

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٥:٠٧ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٥/٢۸
تگ ها :

دریای بزرگ چــــــــــــــــابـــــــــــــهار

 

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٥/٢۸
تگ ها :

دریای مکران جدیدترین سروده شاعر بلوچ نسرین بهجتی

دریای مکران

 

مرا پرتاب کن


به دریای همیشگی مکران

تا به تو ثابت کنم

 

 این ماهی قرمز در تنگ بلوری

شیرترین شیر ماهی

 

دریای جنوب است !


  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩۱/٥/۱۸
تگ ها :

تفتان هامون ؛ مجموعه شعر انور بجارزهی

 

آبی هامون من خشکیده بود

همنفس با یاسهای مرده بود

 

خشک شد رنجیده شد مرداب شد

از فراق همنفس بی خواب شد

 

باد می رفت و به خاک و کوه و سنگ

تندر و رعد و به صحرا و به رنگ

این ندا می داد کای یاران به هوش

آبی هامون من خشکیده دوش

 

کیست تا رنج و غمش پایان دهد

درد تنهایی او از هم درد 

هیچکس یارای مردی را نداشت

هرکسی یارای سردی را نداشت

 

مثل اینکه مردها مرده بُدند

در ته سوراخ خود خفته بُدند

لیک نه ! ساز صدایی در گرفت

با نوایش قصه چاکر نوشت

 

چاکر* آن مرد بزرگ سرزمین

راد مردی و غرورش را ببین

گفت باد را کای باد رو

گو به هامون آید آن تفتان تو

 

تا تو را مثل برادر برگِرد

راز تنهایی هامون بر درد

سیستان را صادقانه دل دهد

سرزمینش را سراسر گُل دهد

 

سیستان سیصد هزاران خاطره است

غیرت ملکش هنوز هم باکره است

لیلی مجنون او فردوسی است

رستم دستان آن مولوی است

 

سرزمینم سرزمین کوچ و کوچ

سرزمین راد مردان بلوچ

مردمی از نسل پاک آریا

سفره شان خالی ز هر رنگ و ریا

 

کوه تفتان هُرم خود بسیار کرد

بارها این کار را تکرار کرد

ابرها از هُرم او بسیار شد

ابر باران در پی اش بیدار شد

 

ابرها تا سوی هامون تاختند

کوهی از باران به رویش ساختند

آبی هامون من سر زنده شد

شکر حق ورد زبان بنده شد

 

تا ابد پاینده مان هامون من

در پناه ایزد منان من

سبز در سبز و تو با تفتان ما

کور چشم دشمنان از خوان ما


  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٢:٤۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٥/۱٥
تگ ها :

فرزند ایران ( محمد انور بیجار زهی)

سرزمینم سرزمین کوچ وکوچ
سرزمین راد مردان بلوچ
مردمی ازنسل پاک آریا
سفره شان خالی زهررنگ وریا
زاهدان شهردل ودلدادگی است
خصلت مردان آن همبستگی است
مردمش بهروطن دل می دهند
ازبرای رهبرش گل می دهند
ای بلند بالا گل رقصنده خاش
درپناه ایزدم سرسبزباش
درمیان بازویت کوهی پدید
کس برهنه پشت یارانت ندید
مردم کوچت وفاداروطن
کوه تفتانت گل ایران من
مردم خوب سراوان رابگوی
خوب سیرت ، مردمی باشنده خوی
سوزن وسازوسفالش بی رقیب
مردمی ازنسل پیران نجیب
شهر پهره شهر فرهنگ وهنر
یادگار روزهای پر ثمر
سرزمین مردمی فرزانه است
در میان شهر ها دردانه است
ماه چهارده شهرسربازدلیر
نوعروس روزوشبهای کویر
گیسوی سبزنخیلت مستدام
باغ لیمووترنجت شادکام
مردمت مانوس قرآن مجید
می شود ازدستشان آلاله چید
تا ابد لطف خدایت همدم است
هرچه ازآبادیت گویم کم است
چابهاردنیای رزق وروزی است
دیدن دریای آن بهروزی است
درسرود جاشوانش همت است
چهارفصل نوبهارش رحمت است
شهرمن شهرشهیدان خداست
نیکشهری با همه کس بی ریاست
گرچه ازقهرطبیعت زجردید
ازغیوری جوانان فجردید
آن جوانانی که با علم و سواد
همصدا گفتند شهر آباد باد
پرچمم سبزوسپیدوسرخ رنگ
افتخارم سالهای خوب جنگ
آن زمانهایی که با امرامام
روبه سوی جبهه ی حق شادکام
رهسپارخانه ی دل می شدیم
کوه تفتان تحمل می شدیم
دردل ما کربلا آغازبود
شوروآوای حسینی سازبود
کربلا ونینوا فخرمن است
درس و آوای علی شورتن است
من به نام احمد وخاندان او
جمع یاران دلیرراه او
صد هزاران شاخه گل می زنم
یاد او را مرهم دل می کنم
ای خدای دشت و انسان و کویر
دست خود را از دیار من مگیر
دشمن ایران من را خوار کن
جنگل و مهرش همه آباد کن
تا ابد پاینده باش ایران من
درپناه ایزد منان من
خاطراتت تا همیشه یاد باد
جای جایت پرگل و آباد باد

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٥/۱٥
تگ ها :

شعری از محمد انور بیجار زهی ( هانگلی)

هانگلی ای دختر قوم بلوچ

 با توام وقت غزل , آغاز کوچ

 ای که گیسویت صبا را یافته

 نم نمک طرح کمندی بافته

 گیسوی سبز نخیلت مستدام

 باغ لیمو و ترنجت شادکام

 هدهد سینا شرف را از تو دید

 مرغ مینا دانه از دست تو چید

 ماه چهارده رازهایت که بدید

 در پی همراهیت نالان دوید

 رقص آتش با قلم آغاز کن

 شعری با شور دوبیتی ساز کن

 هر نوایت صد رباعی راز داشت

 مثنوی در چشم نازت ناز داشت

 می شود یک شب تورا مهمان کنم ؟

 در نمازت خلوتی پنهان کنم ؟

 تو غزل بانوی مجلس باشی و

 من بخوانم صفحه ای از روی تو

 ماه هست و پرده ی شب راز دار

 هانی از شور غزل ها باردار

 هانگلی , فرزند ما میر کمبر است

 تابلوی ارشاد ما پیغمبر است

 هانگلی صد حیف که رویایم شکست

 گرچه که بین ما و تو صد فاصله است

 تو و جمعت مردمی قله نشین

 من ولی ساده دلی دره نشین

 کار من هر روز تکرار توست

 هانگلی , تکرار افکار توست

 این که تو دریانشین و من ولی

 قایقی بشکسته نزد هانگلی

هانگلی هشدار من بارانی ام

گاه مثل مکران طوفانی ام
یک طرف نیروی ایمان در بدتن

یک طرف نیروی دانش در سخن
نیست فرقی بین ما و دیگری
هر زمان انسان باشی بهتری

 فصل ها بگذشت فصل ها سخت و زرد

 شکر  یارب هانگلی تغییر کرد

 حال , ما و هان گلی هم سفره ایم

 دل به شلاق خزان نسپرده ایم

 هان گلی شمشیر دانش بر کفش

 ذکر یا رحمان تنیده بر دفش

 دوستان را جمع کرده در برش

 مثل یک رودی که نا پیدا سرش

 من میان لشکرش سربازی ام

                                          هر زمان آماده جانبازی ام

 شعر از محمد انور بیجارزهی- شاعر بلوچ

 

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٥/۱٥
تگ ها :

سید هاشمی

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٥/۱٥
تگ ها :

شهدانگاں من / سید هاشمی

جناں زنگءَ جناں زنگءَ جناں تئی

گراں نامءَ گراں نامءَ گراں تئی...

گُلیں مهرانی ساچاں پمن تاوان

که بیرءُ نپتاں اَمبازاں گراں تئی

نه سگّاں هچ نه سگّاں په تئی نامءَ

مه گندات دژمنیں دیواں زیاں تئی

جگر جه ستکگءُ سجّیگ بوتگ

دلءَ پرداراں سُهریں انگراں تئی

نه زندءَ په منءَ دیوان زرینتگ

نه گوں مرگءَ چه اندوهاں زهاں تئی

پدءَ اِے دل په ڈولے ترونگلینتگ

گُلیں نازانی گرمیں گونڈلاں تئی...

شپءِ چادر گوش ۓ روچءِ میار اِنت

که اوماں کرتگ آسکی دیدگاں تئی

زرینتگ بهبهانی چار کلّے

انگت گنداں که دیدارءَ زراں تئی

ترا گرانیں گمءُ اندوهاں گپتگ؟

مناں انگت ، مکن گم ، دیمپان تئی

هزار بنگاں بنوشاں انگت هوشاں

که مهرءِ کیهویں شهدانگاں تئی

که پرکپتگ جهانءَ مهرءُ دوستی

پدءَ گوں دژمناں زنگءَ جناں تئی

منی گم واهگءِ پلّیں میار انت

سپاراں په کےءَ گرانیں گماں تئی

پرش ایت دل بے توارءَ کس نه سار ایت

نه کنت باور کسے گم پروشتگاں تئی

نه سستگ اوستءِ اوتاگاں نه سستگ

اے راست اِنت گم جتءُ دل سستگاں تئی

اِے مرگءُ زندءِ کوهیں پاسپان اِنت

دو سد بر هانل من نامءَ گراں تئی ...

چکتگ تئی بنگویں بچّان گون اَنت

که دژمن مانداران اَنت لداں تئی

سید گوں زیمراں گالاں به کتّار

پدءَ اومان اِنت بیلءُ همبلاں تئی

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/۳/٢۸
تگ ها :

شهرستان سراوان

ساحت:شهرستان سراوان در شرق بلوچستان حدود ۲۳۸۸۰ کیلومترمربع مساحت دارد و حدود ۱/۴۴درصد از مساحت کل کشور را شامل مى‏شود.

جمعیت: جمعیت آن بر اساس آخرین سرشمارى ۱۷۲۱۴۹ نفر و تراکم نسبى آن ۷/۲نفر در هر کیلومتر است.

حدود: این شهرستان از شمال شرقى و مشرق به پاکستان، از شمال به خاش، از غرب به شهرستانهاى ایرانشهر و خاش، از جنوب به شهرستان سرباز محدود مى‏شود.

مرکز شهرستان: شهر سراوان مرکز شهرستان است که ارتفاع آن از سطح دریا ۱۱۹۵ متر مى‏باشد. و در ۲۷  درجه و ۲۰ درجه عرض شمالى و ۶۲  درجه – ۲۰ درجه طول شرقى قرار دارد و فاصله زمینى آن تا مرکز استان ۳۳۷ کیلومتر و تا تهران ۱۸۹۲ کیلومتر است و فاصله هوایى آن تا تهران ۱۳۹۴ کیلومتر است.

مهمترین کوهها: بَمْ پُشْتْ – بیرکْ

مهمترین رود: ماشِکیلْ (ماشْکِیدْ)

آب و هوا: آب و هواى شهرستان سراوان در تابستان گرم و در زمستان سرد مى‏باشد، بادهاى موسمى هند در تابستان و بادهاى غربى مدیترانه‏ اى در زمستان موجب ریزش باران بصورت پراکنده در این شهرستان مى‏شوند. درجه حرارت متوسط شهر سراوان در سال ۱۳۷۵ و میزان بارندگى سالیانه آن به ترتیب ۲۱/۳درجه و ۹۵/۵میلى‏متر بوده است.

تقسیمات کشورى: شهرستان سراوان داراى ۳ شهر (سراوان – سوران – جالق)، ۵ بخش (مرکزى – بم‏ پشت  جالق – سیب و سوران – زابلى )و ۱۶ دهستان است.

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٤:٤٧ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٤
تگ ها :

شهرستان کنارک

موقعیت جغرافیایی: شهرستان کنارک با مساحت ۱۱۵۶۹کیلومتر مربع در منتهی الیه جنوب شرقی ایران و استان درنواحی ساحلی دریای عمان واقیانوس هند ودر حدود ۳۰ کیلومتری بندرچابهار ق رار گرفته است.

 

تقسیمات کشوری: این شهرستان به مرکزیت بندر صیادی کنارک دارای تعداد یک شهر، ۲بخش(مرکزی وزرآباد) و۴ دهستان (کهیر،جهلیان،زرآبادشرقی و زرآبادغربی)است.وبراساس تقسیمات کشوری سال جاری از بخش به شهرستان ارتقاء یافته است .

شهرستان کنارک بلحاظ موقعیت خاص جغرافیایی و امکانات و توانمندیهای بالقوه صید و صیادی و کشاورزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.و چون از نظر مختصات جغرافیایی نزدیک به مدار راس السرطان می باشد اثرات جانبی بادهای موسومی و اثر تعدیل کننده دریای عمان ، این شهرستان را از نظر آب و هوایی معتدل در تمام فصول سال نموده است.

شهرستان کنارک از وجود اسکله مهم بندر صیادی کنارک وبنادر فعال صیادی ، مناظر دیدنی ثپه های گل افشان در کهیر زرآباد. مزارع کاشت موزدرمنطقه زرآباد،محوطه های پارینه سنگی (قدمت پیش از تاریخ موقعیت کنارک)،فرودگاه وپارک ساحلی وپلاژهای ساحلی بندر کنارک برخوردار می باشد.

صنعت : صنعت شهرستان کنارک بیشتر وابسته به صید و صیادی (شیلات) می باشدو بیشتر موسسات تولیدی شهرستان صنایع جانبی صید هستند مثل صنایع کنسروسازی و تکثیر و عمل آوری میگووسردخانه محصولات غذائی دریایی که بخش اعظم صنایع فعال در شهرستان را تشکیل می دهد.شهرک صنعتی کنارک ۲۵۰ هکتار برای احداث ۳۰۰ واحد صنعتی می باشد.

انرژی: نیروگاه گازی کنارک باقدرت۱۰۸مگاوات یکی از منابع تامین انرژی مورد نیاز استان می باشد.

صنایع دستی: از صنایع دستی این شهرستان می توان به توتن سازی و لنج سازی اشاره کرد.

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٤
تگ ها :

درخت مکرزن

 

 

 

درخت مکرزن که به انجیر معابد، لور و انجیر هندی نیز معروف است نام درختی معروف است در شهرهای چابهار و نیک شهر در استان سیستان و بلوچستان ایران بر کرانه دریای عمان. این درخت از جاذبه‌های گردشگری این دو شهر بشمار می‌آید.
دارای برگ‌های پهن است و شاخه‌های آن به پایین سرازیر می‌شود و در لای شن‌ها ریشه می‌دواند. مردم شاخه‌های آن را می‌زنند تا به شکل چتری درآید.

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٤
تگ ها :

کوه بزمان

 

 

 

کوه بزمان :

کوه بزمان یا قله بزمان یکی از کوه‌های آتشفشانی ایران است که در منطقه سیستان و بلوچستان در جنوب شرقی ایران واقع شده‌است. گرچه هیچ تاریخچه‌ای از فوران این آتشفشان در دست نیست، اما قلل این آتشفشان مملو از بخارات انواع دی اکسید هستند.
ارتفاع ۳۴۹۰ متر
مکان جنوب شرقی ایران

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٢/٢٤
تگ ها :

سفال کلپورگان شاهکار اندیشه ، ذوق ، فرهنگ و هنر زنان بلوچ

کلپورگان روستایی در 25 کیلومتری شهرستان سراوان و 390 کیلومتری زاهدان در جنوب شرق بلوچستان که سفال آن نیز به همین نام شناخته میشود آنچه امروز کلپورگان را از سایر نقاط متمایز کرده است سفال آن است سفالی با 7 هزار سال  قدمت !

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳
تگ ها :

قلعه ایرندگان

قلعه ایرندگان در روستای به همین نام در شهر خاش واقع شده است ساخت قلعه به دوره قاجار برمیگردد این قلعه مرکز فرماندهی ایرندگان و آبادی های اطراف آن بوده است

 

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٥:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳
تگ ها :

شهرستان خاش

اطلاعات تاریخی و باستانی خاش

وجه تسمیه و پیشینه تاریخی :

این شهر در جنوب زاهدان و در فاصله 189 کیلومتری آن قرار دارد. این شهرستان از جنوب و مغرب به ایرانشهر ، از شرق به پاکستان و از شمال به زاهدان محدود می شود.خاش امروزی در نزدیکی شهرقدیمی خاش قرار دارد که تاریخ پیدایش آن به پیش ازحکومت نادر می رسد . این شهر تا قبل از نادر شاه به علت ناامنی و آمد و شد راهزنان و یاغیان چندان اعتبار نداشت . نادر شاه ضمن سرکوب راهزنان این منطقه رادامن کردو(( میر بای خان )) را به حکومت آنجا فرستاد . میربای خان در میان آبادی قلعه ای ساخت ودر عمران وآبادانی خاش کوشید .پس از کشته شدن نادر شاه انگلیسی ها موقع را مغتنم شمرده و به منطقه خاش وارد شدند و بناهایی در آن ایجاد کردند . در همین زمان سردار ((عیدو خان )) رئیس طایفه (ریگی)) بر آنجا تسلط پیدا کرد قلعه  دیگری به نام حیدر آباد بنا کرد. بدین ترتیب خاش رو به توسعه و آبادانی گذاشت و از شکل یک روستا خارج شده و آرام آرام سیمای شهری به خود گرفت.

 

 مشخصات جغرافیایی :

شهرستان خاش از نظر جغرافیایی در 61 درجه و 12 دقیقه 28 درجه و 13 دقیقه در جنوب کوه تفتان واقع شده است . این منطقه در 1415 متری از سطح دریا و 185 کیلومتری جنوب زاهدان در مسیر زاهدان –ایرانشهر قرار دارد . آب و هوای این شهرستان معتدل و متمایل به گرم و خشک است . مسیرهای دسترسی به خاش عبارتند از :

1- راه زاهدان – ایرانشهر ( که شهر خاش در 185 کیلومتری زاهدان و در 148 کیلومتری ایرانشهر قرار دارد )

2- مسیر راه خاش – میرجاوه  به درازای 110 کیلومتر .

3- راه خاش –سراوان به درازای 155 کیلومتر


شناخت ویژگیهای شهرستان خاش: 

شهرستان خاش تحت تأثیر آب و هوای نیمه بیابانی دارای اقلیمی خشک و معتدل ناشی از دشت لوت و در برخی نواحی اقلیم خشک سرد ناشی از نواحی کوه تفتان است.این شهرستان با حدود  23 هزار کیلومتر مربع مساحت حدود 7/12 در صد وسعت استان سیستان و بلوچستان را شامل شده است . بر پایه نتایج حاصل از سر شماری 1381شمار جمعیت شهرستان خاش حدود 144827نفر بوده که این میزان 68/6% از جمعیت  استان را شامل میشود.

 

اقلیم:

شهرستان خاش داری اقلیم گرم و خشک می باشد میانگین بارش سالانه در این  شهرستان9/174میلیمتر و متوسط دمای آن از 7درجه سانتیگراد الی 37 درجه سانتیگراد در تغییر است.

 

آب و هوا:

از آنجا که محدوده مورد مطالعه فاقد ایستگاه هوا شناسی است ازنزدیک ترین ایستگاه به منطقه یعنی ایستگاه کلیماتولوژی خاش با توجه به بر خورداری از آمار نسبتاٌ طولانی به عنوان ایستگاه معرف محدوده سامانه استفاده شده است و آمارهای یک دوره 20 ساله ( 1372- 1352 ) مبنای تحلیل قرار گرفته و برای نشان دادن اثرات خشکسالی  ( بارندگی ) میانگین سالانه دوره خشکسالی ( 1382-1378 ) با میانگین سالیانه دوساله مورد مقایسه قرار گرفته است .

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٢/٢۳
تگ ها :

تصاویر از قلعـــــــــــه ناصـــــــــــری ایرانشهـــــــــــــــــر

قدمت: قاجاریه (1269-1313 ه.ش)

مشخصات معمارى :

قلعه فوق در ابعاد 194×194 متر یعنى در زمینى به مساحت 37636 مترمربع ساخته شده است. حصار اطراف آن به ارتفاع 6/7 متر و ضخامت 4/5 متر بصورت توپُر است. مجهز به دو نوع تیرکش دورزن و نزدیک زن مى‏باشد و تیرکش‏هاى آن حالت عریب دارند. قلعه داراى 7 برجک و 2 برج در جلو مى‏باشد و شامل سرباز خانه، قورخانه، مسجد، حمام، اصطبل، حوضخانه، شاه نشین، عام نشین، باغ و ... بوده است. در سال 1359 ه.ش توسط عده ‏اى ناآگاه به ارزش میراث فرهنگى کلیه ابنیه داخل قلعه تخریب و همسطح شده است تنها حمام قلعه در پایین‏تر از سطح زمین بصورت ویرانه‏اى باقى مانده است. حمام داراى تون، حوض خانه و چاه فاضلاب است از هنرهاى جالب معمارى حمام کاربرد لوله ‏هاى سفالى به اندازه 6 اینچ مى‏باشد که به منظور تهویه هواى حمام و تخلیه فاضلاب کار گذاشته شده ‏اند. مصالح بکار رفته در حصار ها و برجهاى باقى مانده، خشت خام و آجر 20×30 سانتى‏مترى و ساروج بوده است طاق‏هاى آن به صورت 20 سانتى ‏مترى و جناغى بوده‏اند که بى‏نظیر هستند. آب موردنیاز بوسیله یک رشته قنات وارد قلعه مى‏شده و پس از ذخیره در حوضخانه ‏ها به منظور زراعت و استفاده در آبیارى باغات که در شمال قرار داشته‏ اند از آن استفاده مى‏شده است. در بالاى دیوار از داخل قلعه معبرى به عرض بیش از یک متر در ارتفاع 5 مترى از زمین براى گرد نگهبانان و جان‏ پناهى با متوسط ارتفاع 1/7 متر براى جلوگیرى از دید خارج تعبیه شده است. در روى جان‏ پناه سوراخهایى (مزقل‏ها) با شیب‏هاى متفاوت تعبیه شده که مدافعان از آن محل‏ها بصورت نشسته و یا ایستاده لوله تفنگ را جهت مقابله با دشمن از آنها خارج مى ‏نمودند. به جز برجهاى دروازه در زیر سایه برجها، آسایشگاه سربازان قرار داشته که برجهاى مذکور نیز مشابه دیوار داراى جان‏ پناه یا مزقل‏ هاى دفاعى با شیب‏هاى متفاوت بوده‏اند. قلعه در گذشته داراى 150 اطاق در اندازه‏ هاى مختلف با چهارحیاط مجزا بوده است.

تاریخچه قلعه ناصرى :

شاهزاده فیروز میرزا فرمانفرما در زمان حکومتى‏اش در کرمان سفرى به بلوچستان و بازدیدى از قلعه بمپور داشته است (1264ه.ق). چون قلعه بمپور مرکز قشون دولت بود رو به ویرانى نهاده بود و تعمیر آن نیاز به هزینه زیادى داشت، به پیشنهاد وى و موافقت ناصرالدین شاه قاجار قلعه ‏اى در پَهره (ایرانشهر فعلى) ساخته شد کار ساختمانى آن در سال 1264 ه.ق توسط معماراستاد حسین معمارباشى شروع و در سال 1271 ه.ق به اتمام رسیده است. هدف از ساخت این قلعه انتقال مرکز حکومت بلوچستان از بمپور به ایرانشهر بوده است. تا سال 1286 ه.ق قلعه تحت تسلط قواى قاجار بوده، اما به علت ضعف حکومت مرکزى به دست قواى بلوچ و احکام محلى مى‏افتد. سربازان قاجاریه پس از شکست به طرف کرمان حرکت مى‏کنند و خبر اشغال قلعه را به والى کرمان مى‏رسانند. از طرف والى عده‏اى فرستاده مى‏شوند که قلعه را از دست بلوچها خارج نمایند اما موفق نشده و مجبور به بازگشت مى‏شوند. در این زمان بهرام‏ خان حاکم سرباز خود را به ایرانشهر مى‏رساند و قلعه را در دست مى‏گیرد. تا سال 1294 ه.ق بهرام خان حاکم بلوچستان بوده و پس از وى برادر زاده ‏اش به نام دوست محمدخان به حکمرانى بلوچستان مى‏رسد و تا سال 1307 ه.ش دولت مرکزى هیچگونه تسلطى بر بلوچستان نداشته است. قواى دولتى در سال 1307 ه.ش به دستور رضاخان عازم فتح قلعه مى‏شوند و قلعه به تصرف آنها در مى‏آید و دوست محمدخان به اسارت قواى دولتى در مى‏آید و لازم به ذکر است این قلعه به نام دوست محمد خان نیز معروف است. قواى دولتى در قلعه مستقر مى‏شوند و کم ‏کم کل بلوچستان به تصرف قواى دولتى در مى‏آید. در سال 1359 ه.ش بعد از پیروزى انقلاب اسلامى شهردارى ایرانشهر نسبت به تخریب ابنیه داخلى اقدام و آثارى از گذشته در آن باقى نمى‏گذارد. بلایى بر سر قلعه وارد مى‏آورد که تاکنون هیچ دشمنى بر آن وارد نکرده است.درسالهای اخیرمیراث فرهنگی حصاراین قلعه رابازسازی نموده است.

 

 

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ۳:٢۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳٩۱/٢/۸
تگ ها :

دختـــــــــــــــــــــــــــــــر بلوچ

  
نویسنده : امید ملازهی ; ساعت ٦:٥٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۱/۱٤
تگ ها :

← صفحه بعد